سمپادیای شیطون

با افكار زیبایت زندگی كن؛ چون زندگی به اندازه‌ی فكرهای تو زیبا می‌شود

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود ومجنون

 بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد.

مرد نمازش را قطع کرد و داد زد:هی چرا بین من و خدایم

 فاصله انداختی؟مجنون به خود آمد وگفت:من که عاشق لیلی

 هستم تورا ندیدم،تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا

 دیدی؟!؟


نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر 1390 ساعت 04:02 ب.ظ توسط |4+1 |نظرات |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست